باور کردنش سخته
یه روزی
چهل سالگی
خیلی دور بود.
من، مطمئن بودم هنوز وقت دارم؛
برای آرزوها، برای زندگی، برای خودم!
اما
زمان
بی صدا
از کنارم رد شد...
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۴ آذر ۱۴۰۴ ساعت 7:33 توسط mr-boy
|
یه روزی
چهل سالگی
خیلی دور بود.
من، مطمئن بودم هنوز وقت دارم؛
برای آرزوها، برای زندگی، برای خودم!
اما
زمان
بی صدا
از کنارم رد شد...